تبليغاتX
دستنوشته
آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
 

بعد از ده ، يازده سال يكي از بچه هاي مدرسه زنگ زد و گفت چند تا از بچه ها را پيدا كرده ام و پنجشنبه مهماني داده ام ، بيايي خوش ميگذرد . پنجشنبه از همه سراغ تو را گرفتم ولي هيچ كس از تو خبري نداشت .

رفتم سراغ  كتاب و دفترهاي قديمي ام كه شماره تلفن تو را كه بارها گرفته بودم و هيچ صدايي از آن نيامده بود بار ديگر بگيرم تا شايد باشي ، اما نبودي ..........

تو هيچ نشاني از خودت نگذاشته بودي ، ياد مسير مدرسه افتادم و چهار راهي كه هميشه سر آن از هم خداحافظي ميكرديم تو به شرق ميرفتي و من به شمال ........

به شرق رفتم كوچه ها از پس خيابانها ديده ميشدند . به خياباني رسيدم كه يك بار گفتي خانه مان اينجا است . من به دنبال كوچه اي بودم كه هميشه از آن ميگذشتي ، از آن گذشتم و ناگهان نگاهم روي نام تو كه به رنگ سرخ نوشته شده بود ، ايستاد.......

 

 

                                                                       به بهانه ي  هفته ي دفاع  مقدس 

 

دنيا آنان را خواست ، نخواستندش ، اسيرشان كرد ، پس جانشان را گرو گذاشتند تا رها شوند . مردم ميپندارند آنان ديوانه اند و آنان ديوانه ي حقيقت بزرگي هستند .

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 19:56  توسط chris cakurys | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خستگی با من فقط لالای خوابش با شما
تشنگی با من فقط یک جرعه آبش با شما
زائر شعرم در اطراف ضریح چشم توست
پس زیارت بامن و شمع و گلابش با شما
از چه میترسی؟ که چشمت باز هم مستم کند ؟
های و هوی مستی اش با من شرابش با شما
عشق شاید معصیت باشد و شاید هم ثواب
معصیتها پای من اجر و ثوابش با شما
باز استاد نگاهت امتحانم میکند
امتحان پس دادنش با من جوابش با شما

نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
یادداشتهای امپراطور
ماهی سیاه کوچولو
thcm
لوح
انا من الحیدریون
ایران تئاتر
ترانه چین
كيمياي هنر
سايت محمد رضا زائري
نمايندگي مجاز
تاريخچه هنر ايران زمين در گذر قرنها
رودخانه
حصار سكوت
سيب گاز زده
براده هاي يك ذهن
فروغ سحر
تا غروب عروسك چه اندازه راه است ؟
آفونيا
من از نهايت شب حرف ميزنم ...
طرح ملي ساماندهي ايده هاي جوان
***********آينه**********
***********وب سايت سامي يوسف************
زندگی اندیشه و دیگر هیچ
انسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان