تبليغاتX
دستنوشته
آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
 

از مادرش پرسيد : مامان اون عكس بزرگ اول اتوبان ، اون سربازه .... عكس

 

 كيه ؟

مادر همچنان كه فرمان را ميپيچاند بدون اينكه به عكس نگاه كند گفت :

 

نميدونم شايد عكس همون كسي باشه كه اتوبان رو ساخته .

 

كودك به لبخند شهيد نگاه كرد و انديشيد : چه آدم بزرگي بوده كه اتوبان به

 

 اين بزرگي را ساخته .

 

مادر باز دنده عوض كرد تا از ديگران عقب نماند .

 

به بهانه ي شهداي راه انقلاب

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 19:44  توسط chris cakurys | 
 

گفتي : (( ما بچه هامونو صدا ميكنيم ، شما بچه هاتونو . ما زن هامونو صدا ميكنيم ، شما زن

هاتونو . ما مي آييم ، شما مي آييد . ما اين ور ، شما اون ور . ما ميگيم خدا ، شما ميگيد خدا . ما

 ميگيم هر كي راسته ، بمونه ، شما ميگيد هر كي نا راسته عذاب اونو بگيره . ))

يادته اين حرفارو ؟ يادته اين قرارو ؟ خب اگه يادته پس كجان ؟ كجان بچه هاتون ؟ كجان زنهاتون

 ؟ كو خودهاتون ؟ همينيد شما ؟ ملتتون پنج تاييد ؟ ما چشمامون عوضي ميبينه يا راستي راستي

پنج تاييد ؟ سمت ما رو ببينين ؛ تا چشم ميبينه آدم وايساده ، هر چي نصراني بوده آورديم . فقط

چند تا صف پيرمرد داريم . حالا اقل كم بگو اين مردمت بيان جلوتر ، بگو بيان زير اون درخت

رو به رويي تا همديگر رو ببينيم ...

آقا ! اسقفمون ميگه تو رو روح عيسي بگو اون دو تا بچه دست هاشونو بيارن پايين ؛ بگو اون

 خانم بلند شه از زمين ؛ بگو اون بلند بالا كه شانه به شانه ات ايستاده نگاهشو از آسمون بگيره .

 اسقفمون ميگه : (( اينها كه من ميبينم اگه نفرين كنند نسلمون از زمين بر مي افته . ))

ميگه : (( بگو تسليميم .... ))

 

به بهانه ي 24 ذي حجه روز مباهله ي پيامبر با نصاراي نجران

پی نوشت : ادامه ی مطلب را حتما بخوانید که در ارتباط با مطالب قبلی است . .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 19:57  توسط chris cakurys | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خستگی با من فقط لالای خوابش با شما
تشنگی با من فقط یک جرعه آبش با شما
زائر شعرم در اطراف ضریح چشم توست
پس زیارت بامن و شمع و گلابش با شما
از چه میترسی؟ که چشمت باز هم مستم کند ؟
های و هوی مستی اش با من شرابش با شما
عشق شاید معصیت باشد و شاید هم ثواب
معصیتها پای من اجر و ثوابش با شما
باز استاد نگاهت امتحانم میکند
امتحان پس دادنش با من جوابش با شما

نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
یادداشتهای امپراطور
ماهی سیاه کوچولو
thcm
لوح
انا من الحیدریون
ایران تئاتر
ترانه چین
كيمياي هنر
سايت محمد رضا زائري
نمايندگي مجاز
تاريخچه هنر ايران زمين در گذر قرنها
رودخانه
حصار سكوت
سيب گاز زده
براده هاي يك ذهن
فروغ سحر
تا غروب عروسك چه اندازه راه است ؟
آفونيا
من از نهايت شب حرف ميزنم ...
طرح ملي ساماندهي ايده هاي جوان
***********آينه**********
***********وب سايت سامي يوسف************
زندگی اندیشه و دیگر هیچ
انسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان