![]() |
![]() |
|
| آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند |
|
مقدمه : استاد عظيم الشان علامه كدخدا در كتاب كامل خود در ذيل كلمات زير در
باب هاي گوناگون اينگونه مرقوم نموده است : سينما مختصر كلمه ي سينماتوگراف هنر نمايش دادن سلسله ي تصاوير مناظر و اشخاص و اشياء و حركات هنرپيشگان
كه بر روي فيلم ضبط ميشود ، آن هم در روي پرده بوسيله ي دستگاه مخصوص . محل سابق نمايش فيلم هاي سينمايي تا قبل از توديع آقاي لاريجاني و اقدام به
پخش فيلمهاي سينمايي به صورت گسترده توسط سيماي ضرغامي . يكي از مظاهر تبليغاتي عصر مدرن . از ابزارهاي تبليغاتي شيطان بزرگ . در زبان عبري آن را (( شاينم )) نيز تلفظ ميكنند كه علماي علم اتيمولوژي
( علم الاسماء تاريخي ) آن را واژه ي مشتق شده از شيطان در زبان عربي خوانده اند . معنا
عمق مفهوم ژرفا تاريكي ( مانند فيلم نوري در تاريكي { پنج شنبه 10/1/85 ساعت 23:30 شبكه دو }
البته همان طور كه ملاحظه نموده ايد فقط بخاطر تشابه اسمي بوده است ) غيب نا مشخص موهوم درون مقصد ذات معنويت معنوي آن چه كه پنهان است ( سياستهاي جناب آقاي ضرغامي ) آنچه كه ديده نميشود ( دختر جودي فاستر در فيلم سينمايي نقشه ي پرواز { شنبه 5/1/85 ساعت
20:30 شبكه سه }) متبادر كننده به مفهوم پوشيده شده ( آنتونيو بندراس در نقش زرو در فيلم افسانه ي زرو
{ شنبه 5/1/85 ساعت 22:30 شبكه دو }) خيلي دور كه گاه خيال ميكنيم خيلي نزديك است
{ سه شنبه 1/1/85 ساعت 22:30 شبكه دو } گرا
پسوندي باشد براي اشاره كردن نشان دادن گرايش متبادر كردن موضوع مورد نظر حالي كردن جماعتي به آنچه تو ميخواهي اداتي براي نشان دادن علاقه پسوندي باشد براي نشان دادن سياستهاي مطلوبه معنا گرا
كسي ( رضا مير كريمي ) و يا آنچه كه به معنا اشاره ميكند (معلم ريتا در فيلم مردي درون آتش { جمعه 11/1/85 ساعت 20:30 شبكه سه }
آنجا كه به محافظ ريتا يادآوري ميكند كه دست خدا را در زندگي ببيند ) ژرف نگر (نيكول كيدمن البته در كوهستان سرد { يكشنبه 6/1/85 ساعت 23:30 شبكه دو }
آنهم در سكانس پاياني فيلم وقتي كه نامزدش كشته شد اما طاقت از كف نداد ) غيب گرا ( مورفيوس در سه گانه ي ماتريكس { يكشنبه 28/12/84 ، پنجشنبه 3/1/85
و يكشنبه مورخ 6/1/85 ساعت 18 شبكه چهار } به خاطر ايمانش به غيب ) بعد المقدمه : سينماي معنا گرا
هنر نمايش دادن سلسله ي تصاوير مناظر و اشخاص و اشياء و حركات
هنرپيشگان كه به آنچه كه ديده نميشود اشاره ميكند ، در روي پرده
بوسيله ي دستگاه مخصوص كه بر روي فيلم ضبط شده است . بستر جديد براي پخش فيلم هاي درجه ي pg13 و درجات محدود كننده تر
مانند r در شبكه هاي ملي. ژانري كه در آن مفاهيم ذهني اي مانند جن گيري ( فيلم روح ) و
فال قهوه ( جايي براي زندگي { جمعه 11/1/85 ساعت 23:30 شبكه دو }) ،
عدم التزام به معاد ( خانم و آقاي اسميت { چهارشنبه 2/1/85 ساعت
13:30 شبكه تهران }) و شيطان نمايي ( كنستانتين در سري قبل برنامه ي سينما
ماوراء آن هم در طليعه اش ) جاي مفاهيم روشن و قابل دسترس ديگري را ميپوشاند . يكي از مظاهر تبليغاتي عصر مدرن كه زمينه اي نا مشخص را بيان نمايد . اكثر فيلمهاي هندي . و قص علي هذا ..... امضا : نشانه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 21:30 توسط chris cakurys |
|
|
سالها گوشه ي انباري تاريك و نمور نشسته بود ، هر از گاهي چيزي براي
خوردن گير مي آورد . دلش براي آفتاب تنگ شده بود . دلش ميخواست
از آن گوشه ي تاريك بيرون بيايد و با يكي مثل خودش حرف بزند .
خانه اش ديگر تكراري شده بود ..... عنكبوت خيلي تنها بود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 10:25 توسط chris cakurys |
|
|
بر اندازش كرد سخت ميشد شناختش .
به مرد فروشنده گفت : آيينه ي قدي ديگري نداريد ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:59 توسط chris cakurys |
|
|
تاريك و سرد بود . كبريتي روشن كرد تا بازتاب همه ي خواسته هايش را در آن ببيند .
شعله ي افروخته از هيبت آمدن مرد سر فرو داد و خاموش شد . مرد : آبجي مال كجايي ؟ صاحب كارتون كيه ؟ دختر در حالي كه از سرما ميلرزيد ، با نگاهي هراسان به مرد خيره ماند . مرد : پا شو ، پا شو ، هر كي از راه ميرسه مياد تو محله ي ما كاسبي ، انگار
اينجا صاحب نداره .دختر برخاست و بي رمق در جستجوي جايي براي
به پايان رساندن روياهايش به راه افتاد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:36 توسط chris cakurys |
|
|
آهسته و در سكوت خود را بالاي ارتفاع مشرف به موقعيت رساند . عمليات را به دقت
و پنهانكاري انجام داد و شروع به عقب نشيني كرد . ناگهان احساس كرد در تعقيبش هستند و هر لحظه ممكن است عمليات لو برود .
خواست غنايم را پنهان كند كه مچش را گرفتند . - پدر سوخته ! باز رفتي سراغ سيب زميني هاي سرخ كرده ؟ مامان بود . عمليات لو رفته بود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 11:54 توسط chris cakurys |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خستگی با من فقط لالای خوابش با شما
تشنگی با من فقط یک جرعه آبش با شما زائر شعرم در اطراف ضریح چشم توست پس زیارت بامن و شمع و گلابش با شما از چه میترسی؟ که چشمت باز هم مستم کند ؟ های و هوی مستی اش با من شرابش با شما عشق شاید معصیت باشد و شاید هم ثواب معصیتها پای من اجر و ثوابش با شما باز استاد نگاهت امتحانم میکند امتحان پس دادنش با من جوابش با شما |
|
RSS
|