تبليغاتX
دستنوشته
آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

دکتر استرنج لاو ، استنلی کوبریک ، امریکا ، روسیه ، کاخ سفید ، اتاق جنگ ، بمب اتم ،

 

های هیتلر ، فاشیسم ، خلوص عصاره ی طبیعت ، در گیری ، خونریزی ، جنگ جهانی ،

 

کمونیسم ، امپریالیسم ، تهدید ، مذاکره ، مصالحه ، انفجار ، ابر قارچی شکل و ......

 

(( شما نمیتوانید اینجا نزاع کنید ، اینجا اتاق جنگ است ! ))

 

دکتر استرنج لاو کمدی سیاه استنلی کوبریک در مورد منازعات بی بهای امریکا و روسیه است .

 

 فضا ، ماه ، بمب هیدروژنی ، دستگاه قیامت ، تخریب دنیا ، 20 میلیون کشته ، 120 میلیون

 

کشته شده ، نابودی زندگی ؛ همه و همه ، تنها بحثهای این دو قدرت جهانی است . دو کشوری

 

 که خود را مالک دنیا و بشریت میدانند و در صدد تشکیل سازمانی با ساختار دلخواه خود

 

هستند .......

 

این فیلم که بر اساس داستان آژیر قرمز نوشته ی پیتر جرج ساخته شده ، حکایت مردان ارتشی

 

 آرزومند جنگی است که نقشه ی یک مکاشفه ی هسته ای مضحک و در عین حال رعب آور

 

را در سر میپرورانند . طی وقایعی سیاسی و نظامی دو ژنرال نیروی هوایی امریکا ، فرمانده

 

جک د.ریپر و ریاست کل ترگیدسون توطئه ای هوشمندانه و غیر قابل نفوذی را در جهت حمله

 

 به اهداف استراتژیک شوروی با بمبهای هیدروژنی پایه ریزی میکنند . استرنج لاو ، اندیشه ی

 

 پنهان ورای تمام این نیرنگها را تشکیل میدهد . دانشمند فلجی که نظرات غریب و وحشت زایی

 

 پیرامون آینده ی بشریت دارد . هم زمان دولت مقتدر روسیه ! برای مقابله به مثل پرده از نقشه ای

 

 شوم بر میدارد که منجر به حذف حیات نباتی و حیوانی از روی زمین خواهد شد . رئیس جمهور

 

 ایالات متحده در صدد بر می آید تا از طریق سروان ماندراک ، تنها افسر توانا در عرصه ی

 

 توقف عملیات ، مانع از نابودی زمین شود . افسری که خود بر اثر نوعی توهم روانی باعث

 

 بروز این مشکلات شده است .

 

اما درگیریهای بی ارزش طرفین در چنین وضعیت خطیری که زندگی تمام انواع بشر را تهدید

 

 میکند ادامه داشته و جهان و انسانیت مفهوم چندانی را برای آنها در بر ندارد ......

 

به هر حال این داستان فیلمی از استنلی کوبریک است که نامش برای اعتبار هر فیلمی کفایت

 

میکند چه برسد به : دکتر استرنج لاو یا چگونه نگرانی های خود را متوقف کنیم و به بمبها

 

عشق بورزیم .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 15:33  توسط chris cakurys | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خستگی با من فقط لالای خوابش با شما
تشنگی با من فقط یک جرعه آبش با شما
زائر شعرم در اطراف ضریح چشم توست
پس زیارت بامن و شمع و گلابش با شما
از چه میترسی؟ که چشمت باز هم مستم کند ؟
های و هوی مستی اش با من شرابش با شما
عشق شاید معصیت باشد و شاید هم ثواب
معصیتها پای من اجر و ثوابش با شما
باز استاد نگاهت امتحانم میکند
امتحان پس دادنش با من جوابش با شما

نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
یادداشتهای امپراطور
ماهی سیاه کوچولو
thcm
لوح
انا من الحیدریون
ایران تئاتر
ترانه چین
كيمياي هنر
سايت محمد رضا زائري
نمايندگي مجاز
تاريخچه هنر ايران زمين در گذر قرنها
رودخانه
حصار سكوت
سيب گاز زده
براده هاي يك ذهن
فروغ سحر
تا غروب عروسك چه اندازه راه است ؟
آفونيا
من از نهايت شب حرف ميزنم ...
طرح ملي ساماندهي ايده هاي جوان
***********آينه**********
***********وب سايت سامي يوسف************
زندگی اندیشه و دیگر هیچ
انسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان