جامعه جهانی و سکوت

آلن دو بنوا می گوید : من هیچگونه گرایشی نه به صدام دارم و نه
به رژیم بعثی عراق . با نفرت و انزجار به یاد می آورم که این رژیم
در ماه های اوت و سپتامبر 1988 چگونه مردم کرد را به طرزی
وحشیانه مورد حملات گازهای شیمیایی قرار داد . البته این رویداد ،
افکار عمومی بین المللی را برنینگیخت ، چرا که از دیدگاه
وال استریت ، خون شهید کرد ، همان اندازه کم ارزش است
که خون کودکان فلسطینی برای اسحق شامیر یا مرگ بابی ساندز برای تاچر .
و بعد می افزاید : .... و این امری طبیعی است چون کردها نفت ندارند !.

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 10:28 توسط chris cakurys
|
وقتی توی پیاده رو قدم میزنم نقابهایی را میبینم که نمیدانم آخرشب، وقتی گره کراواتشان رو شل میکنند یا رژ لبشان را پاک می کنند یا عمامه از سرشان برمیدارند چیزی تهشان میماند یا نه. میخواهم نقابم را بردارم ولی بقیه هلم میدهند وسط خیابان،زیر رادیکال نگاهها. ولی اینجا کسی من را نمیشناسد. من بی نقاب و بی نام که اعتراف می کنم صفرم. صفری که در تقلای رسیدن به یک، چیزهایی را می بیند که شاید برای شما هم جالب باشد